دیدگاه دینی و جامعه شناختی
به لحاظ دینی امکانهای چندی در پس فرآیند دعا وجود دارد. یکی از آنها «نشنیده شدن» به معنای عدم توجه به دعای دعاکننده است. در مناجات شعبانیه آمده است که: «واسمع اذا دعوتک...». همچنین در روایاتی گناهانی به عنوان سدکنندگان در بالارفتن دعا مطرح شده اند که این مسایل زیاد درکتب دینی مطرح شده اند و وارد آن نمی شوم. دیگر اینکه دعا به مصلحت دعاکننده نباشد و همانطور که پیش تر آمد، ثواب یا معادل آن در جهانی دیگر به دعا کننده داده شود. سوم هم پذیرفته شدن و اجرای دعای دعاکننده است.
به لحاظ انسان شناسی و جامعه شناسی، انسان ها همواره با پرستش و دعا دم خور بوده اند. این نسبیت خدایان و دعا و قربانی به پیش ایشان و اعتقاد به اجابت دعا در تمامی این ادیان و فرقه ها و به ویژه اعتقاد به ضلالت دیگر فرقه ها و به تبع عدم دعاهای ایشان نوعی نسبی نگری را در نظریات دین شناسانه و تجربیات دینی از دید انسان شناسی پدید آورده است. در یک نگاه وحدت به همراه کثرت، می توان عنصر یکسانی را در تمامی فرقه ها کشف کرد و آن امر قدسی و ماورائئ است. شاید این امر مشترک است که به قوت و ضعف خود موجب اجابت دعا ها(که حداقلی در بعضی موارد شواهد قابل تاملی در مورد آن وجود دارد) می شود. بومیان سواحل آفریقا رقصی دارند برای درخواست از الهه دریا که ماهی های بسیاری به آنان در هنگام صید نصیب کند و خشمگین و آشفته نشود. آنها معتقدند که این رقص اثرات بسیاری داشته است. مسلمانان نیز معتقدند دعا ها و توسلاتشان اثرات بسیاری داشته است. حال چه چیزی است که در پس درخواست و توجه معنوی انسان خاکی موجب اجابت دعا ها می شود؟ الهه ها، رب الارباب یا موجودات قدسی و ماورائی دیگر؟ شاید همه آنها! حتی در برخی متون عرفای شیعه نیز استمداد از خاصیت روحانی فی المثل سیاره عطارد آمده است(ر. ک. رساله بحرالعلوم). در نگاهی که با فلسفه و عرفان اسلامی نیز سازگاری دارد می توان قائل به وجود ربوب انواع شد. حال می توان از این ربوب طلب و استمداد کرد، هر چند در نصوص روایات چنین اموری لااقل توصیه نشده است؛ حال یا از خوف بازگشت شرک یا مسایلی دیگر. از سوی دیگر، چنین توسلاتی به ارواح مومنین و شخصیت های دینی توصیه شده است.