چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۸

انتقال به سایت جدید

از این به بعد مطالب و مقالات در وب سایت شخصی من به آدرس http://www.hbakhshi.com منتشر می شود. لطفا به این سایت مراجعه فرمایید.

حامد بخشی

یکشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٦

نکاتی پیرامون علیت
این متن در پاسخ به متنی که حسن در مورد علیت نوشته بود، آورده شده است.



1- اصل علیت را نمی توان کاملا بدیهی دانست، یعنی اینگونه نیست که بدون هیچ کنش ذهنی روشن باشد، ولی قریب به بداهت است و با مختصر توجهی می‌توان صدق آن را نشان داد.

2- آنچه در خصوص علیت و مسلم بودن آن می آید، اولا مربوط به علیت وجودین است. مسایل و مشکلاتی که در علیت طبیعی و مفهومی وجود دارد-چنانکه بیان خواهد شد- نمی تواند در این حوزه هم مطرح شود.

3- اصل علیت این را بیان می کند که «اگر وجودی حادث شود، این حدوث بدون علت نخواهد بود و لزوما علتی خواهد داشت». به بیان دیگر ممکن نیست وجودی نبوده و بود شود، بدون آنکه امر دیگری آن را از این وضعیت امکان نسبت به وجود و عدم بیرون آورده باشد. در همین جمله فکر می کنم کل استدلال بر علیت به طور کامل و جامع بیان شده است.

4- در این سخن از علیت، مراد عام ترین حوزه بحث، یعنی صرف علت داشتن است. اینکه آیا آتش علت سوزاندن است یا خیر(اشکالات در فلسفه مفهومی) و یا اینکه آیا باد علت افتادن برگ درخت است یا اینکه صرفا یک تقارنی بین آنها وجود دارد(اشکال در حوزه علیت طبیعی) و یا اینکه آیا شناخت از علت یک امر ممکن است یا نه(اشکالات معرفت شناختی به علیت) و اینکه چه زمانی علت ناقصه، کامله می‌شود(ایضا) تمامی مسایلی پس از پذیرش اصل علیت است.

 
حامد بخشی

دوشنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٦

پیرامون دعا-3
دیدگاه دینی و جامعه شناختی
به لحاظ دینی امکانهای چندی در پس فرآیند دعا وجود دارد. یکی از آنها «نشنیده شدن» به معنای عدم توجه به دعای دعاکننده است. در مناجات شعبانیه آمده است که: «واسمع اذا دعوتک...». همچنین در روایاتی گناهانی به عنوان سدکنندگان در بالارفتن دعا مطرح شده اند که این مسایل زیاد درکتب دینی مطرح شده اند و وارد آن نمی شوم. دیگر اینکه دعا به مصلحت دعاکننده نباشد و همانطور که پیش تر آمد، ثواب یا معادل آن در جهانی دیگر به دعا کننده داده شود. سوم هم پذیرفته شدن و اجرای دعای دعاکننده است.

به لحاظ انسان شناسی و جامعه شناسی، انسان ها همواره با پرستش و دعا دم خور بوده اند. این نسبیت خدایان و دعا و قربانی به پیش ایشان و اعتقاد به اجابت دعا در تمامی این ادیان و فرقه ها و به ویژه اعتقاد به ضلالت دیگر فرقه ها و به تبع عدم دعاهای ایشان نوعی نسبی نگری را در نظریات دین شناسانه و تجربیات دینی از دید انسان شناسی پدید آورده است. در یک نگاه وحدت به همراه کثرت، می توان عنصر یکسانی را در تمامی فرقه ها کشف کرد و آن امر قدسی و ماورائئ است. شاید این امر مشترک است که به قوت و ضعف خود موجب اجابت دعا ها(که حداقلی در بعضی موارد شواهد قابل تاملی در مورد آن وجود دارد) می شود. بومیان سواحل آفریقا رقصی دارند برای درخواست از الهه دریا که ماهی های بسیاری به آنان در هنگام صید نصیب کند و خشمگین و آشفته نشود. آنها معتقدند که این رقص اثرات بسیاری داشته است. مسلمانان نیز معتقدند دعا ها و توسلاتشان اثرات بسیاری داشته است. حال چه چیزی است که در پس درخواست و توجه معنوی انسان خاکی موجب اجابت دعا ها می شود؟ الهه ها، رب الارباب یا موجودات قدسی و ماورائی دیگر؟ شاید همه آنها! حتی در برخی متون عرفای شیعه نیز استمداد از خاصیت روحانی فی المثل سیاره عطارد آمده است(ر. ک. رساله بحرالعلوم). در نگاهی که با فلسفه و عرفان اسلامی نیز سازگاری دارد می توان قائل به وجود ربوب انواع شد. حال می توان از این ربوب طلب و استمداد کرد، هر چند در نصوص روایات چنین اموری لااقل توصیه نشده است؛ حال یا از خوف بازگشت شرک یا مسایلی دیگر. از سوی دیگر، چنین توسلاتی به ارواح مومنین و شخصیت های دینی توصیه شده است.

حامد بخشی

چهارشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٦

پیرامون دعا-2
دیدگاه تجربی به دعا

به لحاظ تجربی آنچه در پس فرایند دعا کردن اتفاق می افتد می تواند مختلف باشد:
1)پس آیند تصادفی خواسته دعاکننده به دنبال فرآیند دعا
2) عدم وقوع تصادفی خواسته دعاکننده به دنبال فرآیند دعا
مومنان از آنجا که دعا و شنیده شدن آن (و به عبارتی اجابت آن) را امری مفروض می دانند و به عبارتی دیگر از آگزیوم های اعتقادی آنان است، معمولا انجام خواسته را نشانه اجابت دعا و عدم انجام خواسته را نیز نشانه اجابت دعا به نحوی دیگر می دانند. به این معنا که فی المثل به دلیل مصلحت نبودن انجام خواسته ثواب آن یا معادلی از آن در جهانی دیگر به آنها اعطا می شود.
در واقع هیچ راه تجربی برای اثبات یا نفی اجابت دعا وجود ندارد. به دیگر کلام، از آنجا که فرض می شود در دعا با یک موجود یا وجود ذی شعور طرفیم که بنا به میل و نظر خود و هزاران فاکتور دیگر تصمیم به مواجهه با خواسته طلب شده ما می گیرد، نمی توان به صرف انجام خواسته در بسیاری موارد و یا عدم انجام خواسته در بسیاری دیگر موارد، رای به عدم وجود اجابت دعا یا وجود آن داد. به دیگر سخن موضوع دعا تا حد بسیاری یک موضوع اعتقادی است و تا حد زیادی نیز به تجربه دینی یا ایمانی دعاکننده بستگی دارد.
از سوی دیگر شاید بتوان بحث را تا حدودی از تلقیات عوامانه جدا کرد. گاهی اوقات اجابت دعا همراه با یک تجربه دینی می شود به عبارتی شواهد و قرائن بر آن هستند که اجرای خواسته به دنبال دعا، چیزی بیش از یک فرآیند تصادفی است و البته باید در کنار آن عدم اجابت بسیاری دعا ها را نیز پذیرفت.
حامد بخشی

دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

پیرامون دعا-1
مقدمه
مطالب این موضوع مربوط به نامه ای است که برای حسین نوریان نوشته ام. من و حسین در دوران دانشجویی جلسان مثنوی خوانی داشتیم و در یکی از این جلسات در مورد دعا بحث کرده بودیم. حسین در نامه ای از من خواست دوباره نظرم در مورد دعا را برایش بفرستم.

دیدگاه هستی شناختی به دعا

از دیدگاه فلسفی سه  مقدمه برای طرح و تبیین دعا مطرح می شود:
مقدمه 1) هستی طیفی دارای تشکیک و مراتب است. متافیزیک دارد و فیزیک. این مراحل در ادامه هم و به دنبال هم هستند. به عبارت بهتر، همچون مراتب رنگی نور، مرز مشخصی میان آنها نیست، این ما هستیم که برای شناخت بهتر هستی را و رنگهای نور را نام گذاری می کنیم. طبقه بندی، تقسیم ساختار پیوسته هستی و طبیعت با استفاده از شاخص ها برای شناخت بهتر است.

مقدمه 2) مراتب مختلف هستی در طول هم قرار دارند و با یکدیگر رابطه متقابل دارند. این رابطه از پایین به بالا و از بالا به پایین است. از آنالوژی معروف انسان و هستی استفاده می کنم. روان انسان بر جسم او اثر می گذارد و جسم او بر روانش؛ هر چند نوع و نحوه رابطه میان این دو متفاوت و هر یک به گونه ای خاص است. روان مشوش، اضطراب روانی و افسردگی موجب اختلالات سیستم جسمانی و فیزیک انسان می شود؛ از سوی دیگر، اختلالات و بیماری های جسمانی انسان، ناراحتی ها و اختلالات روانی را برای او به همراه دارد. بیماری اسکوربوت(؟) در اثر نرسیدن ویتامین C به بدن، موجب بدخلقی و پرخاشگری می شود.

مقدمه 3) انسان یک موجود زمینی، مادی یا فیزیکی محض نیست. انسان به کلیت خود دارای مراتب مادی و ماوراء مادی است. به قولی جسمی و روحی. روح مرتبه بالای جسم اوست. مشکلات و نیازهای مادی موجب تالم روانی می شوند، تالمات روانی موجب توجهات و اراده های روحی- روانی می گردند، این اراده ها و توجهات در عالم و نشئه روان ها می توانند روح ها و روان های دیگر را تحت تاثیر قرار دهند(توسل)، یا از مسیر اتصال به مبداء هستی- به اندازه ظرفیت کانال وجودی و قدرت و نوع ارتباط(ملایم بودن یا معارض بودن و ...) – موجب واکنش مبداء یا مراتب بالای هستی و تاثیر گذاری در مراتب پایین آن شوند(دعا).
حامد بخشی

«کلیه مطالب تحت مجوز مستندات آزاد گنو منتشر می‌شود»
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

ب