سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳

پيامبر(ص) و مساله انتقال قدرت

در اين يادداشت قصد دارم تحليلي تاريخي در مورد وفات پيامبر اكرم(ص) و مسايل حكومتي مقارن آن بپردازم. براي اين منظور اين سؤال را مطرح مي كنم:

آيا پيامبر مي خواست جانشين خود معين كند و نتوانست، يا اينكه خواست او به نحوي مشروط بود به عكس العمل و خواست مردم؟ واضح تر بگويم: مسلم است كه پيامبر دست به اقداماتي در زمينه تعيين جانشين صالح براي خود نمود ولي سؤال اين است كه آيا پيامبر جانشيني خود را به چه قيمتی مي خواست مستقر سازد؟ و اصولا حوادث مقارن و پس از وفات پيامبر را چگونه بايد ديد؟

ديدگاه سنتي در اين مورد اين است كه پيامبر تلاش كرد به هر صورتي كه شده جانشين خود را مشخص كند و حكومت بعد از خود را در مسير اسلام ناب قرار دهد اما برخي از صحابه كه منافع خود را در اين نمي ديدند با مانع تراشي ها و نا فرماني ها و سوء استفاده از بيماري حضرت رسول(ص) در اواخر عمر نگذاشتند كه اين مهم انجام شود و بر سر اسلام آن رفت كه رفت. اين ديدگاه پيامبر اكرم را حكمراني ضعيف تر از خلفاي راشدين و ديگر حكمرانان نشان مي دهد كه نتوانست از پس استوار كردن جانشين بعد از خود برآيد. مي توان به راحتي راهكارهاي ديگري جز آنچه در تاريخ رخ داده است را متصور شد كه بتوان بر مخالفت معاندين در زمانه اوج پيروزي حكومت اسلام فائق آمد و جانشيني بعد از خود را تثبيت نمود. پيامبر اولين حكمراني نبوده است كه از هيچ شروع نموده و حكومتي تاسيس نموده است. با نگاهي به تاريخ مي توان از پادشاهان ديگري چون مؤسسان سلسله هاي شاهنشاهي در ايران و روم نام برد كه بر سيستم حكومتي وقت شوريدند و پس از روي كار آمدن روال حكمرانان بعد از خود را نيز مشخص نمودند. پس چرا اين اتفاق در مورد حكومت اسلامي نيفتاد؟

جوابي كه من براي اين سؤال قائلم اين است كه نه اينكه پيامبر نتوانست بلكه نخواست به هر قيمتي حكومت بعد از خود را مستقر سازد. اين رويكرد نزديك مي شود (تاكيد مي كنم صرفا نزديك مي شود) به نقش دموكراسي و خواست مردم در نظام سياسي ديني و من جمله اسلام. پيشاپيش بگويم كه قصد ندارم هنجارهاي پذيرفته شده غربي را به زور بر اسلام بار كنم ولي جوابهاي سنتي به سوالي كه در ابتداي اين مقاله مطرح نموده ام بالشخصه مرا قانع نمي كند و به نظرم آنچه در تبيين اين رويداد تاريخي مي نويسم قانع كننده تر باشد و بهتر بتواند از پس سؤالات از اين دست در مورد حكومت ديني برآيد. بگذريم؛ به نظر مي رسد آنچه پيامبر مي خواست به انجام برساند تلاش در به جريان انداختن مسير حكمراني در جهتي بود كه صحيح مي دانست اما نه به قيمت خواست مردم و نيز حتي بي تفاوتي مردم. تمام تلاشهاي پيامبر در جهت معرفي حكمران بعدي بوده است و اين مساله حتي به جاي آنكه بعد سياسي قوي داشته باشد داراي ابعاد اخلاقي چشم گيري است: هر كه من مولاي اويم اين علي مولاي اوست، خداوندا هر كه او را دوست مي دارد دوست بدار و هر كه او را دشمن مي دارد دشمن دار!(من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه) دقت كنيد نمي گويد پس از مرگ من مولاي اوست، هم اكنون مولاي اوست. اين جاست كه مساله حكمراني قدري به زير سؤال مي رود. دو حكمران در آن واحد مگر مي توانند بر جامعه اي حكومت كنند؟ و نيز توجه كنيد با آلترناتيو سياسي كه ممكن بود در نگاه سياسي صرف به اين مساله ارائه شود: اي مردم پس از من اين علي جانشين و حاكم بر شما خواهد بود. آيا پيامبر از ارائه چنين سخن شفافي عاجز بود؟ مي بينيم كه آنچه در جريان غدير خم مطرح نيست تحكم يك حاكم سياسي در تعيين جانشين خود است. همچنين است قضاياي نزديك رحلت از جيش اسامه و درخواست قلم و دوات براي وصيت « تا پس از من گمراه نشويد» و ....اصولا به بيان امروزي پيامبر هيچ ساختار سياسي براي انتقال قدرت ايجاد نكرد. كل جريان بر مبناي توصيه و پيشنهاد مي گردد. مبتني بر اين تحليل پيامبر حاضر نيست حكومت حقه را بر مردم تحميل كند. خواست مردم در پذيرش حكومت حقه شرط است و تداوم اين حكومت هم باز به آگاهي، هوشياري و خواست مردم بسته است. حكومت ديني نه از روي سهو بلكه تعمدا نسبت به غفلت و عدم خواست مردم آسيب پذير است و اين سنتي است كه از آدم تا خاتم در مورد حكومتهاي  الهي ساري و جاري بوده است. كلام اميرالمؤمنين را در نهج به ياد آوريد: اگر بخواهم شما را به صلاح آورم نيك مي توانم ولي حاضر نيستم شما را به قيمت تخريت نفسم اصلاح كنم. در اين مورد تبيين اين مساله بايد بحث را در حوزه  آزادي و پيش فرض بودن و تقدم آن بر دين (از ديد نگارنده اين وبلاگ) مطرح نمود كه در اين يادداشت به آن نمي پردازم ولي در همين جا مسايل سياسي كه بر آن مترتب است مشخص مي شود،‌ حاكمان فعلي معتقدند به هر قيمتي بايد دين خدا را در زمين و يا حداقل اين سرزمين حاكم كرد ولو بلغ ما بلغ. و اينچنين است كه طليعه آنچه در غرب بر سر حكومت ديني كليسا رفت در جامعه ما هويدا مي شود.

حامد بخشی

«کلیه مطالب تحت مجوز مستندات آزاد گنو منتشر می‌شود»
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

ب